تبليغاتX
وبلاگ تحلیلی سیاسی قم - دوئل دولت مهدوی و حسن ابطحی

 

  • مشهد بر خلاف قم که به مرکز حاکمیت نزدیک است ، محمل و خاستگاه برخی از افکار و عقاید خاص شده است که باندازه فاصله مشهد تا تهران ، با معیارهای حاکم تفاوت دارند.ظهور گروههایی همچون انجمن حجتیه به سرپرستی مرحوم  شیخ محمود حلبی خراسانی   ، گروه مهدویت با هدایت مرحوم میلانی یکی از نوادگان آیت الله میلانی و جریان سیال پیرامون سید حسن ابطحی خراسانی به تنهایی نشان دهنده عمق اختلاف دیدگاههای حاکم بر دو جریان مذهبی مرسوم در مشهد و قم (تهران) است ، هر چند که عده ای این امر را طبیعی شمرده و ناشی از هرمنوتیک تاریخی قیام سید حسنی می دانند.
  • همزمان با اوج گیری فعالیت سید حسن ابطحی در اوایل دهه هفتاد ، دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم در اطلاعیه ای نسبت به انتشار بی رویه کتب ایشان اعتراض کردو حتی درباره وجود شخصی بنام ملاآقاجان با آن توصیفات که ایشان بدفعات در کتابهای خود از وی به عنوان استاد سیر وسلوک خویش یاد کرده است ، تشکیک کرده و آن را ساخته و پرداخته خود ایشان قلمداد کرد. پس از این بود که ، موجی از دستگیریها پیرامون افراد فعال در حوزه مهدویت به عمل امد که هدف آن پیدا کردن منشا خارجی این تحرکات بود.در این بین ، سید حسن ابطحی به کلاردشت تبعید شد و از گسترش فعالیتهای وی جلوگیری به عمل آمد،هرچند بعدها خود این محل نیز به عنوان یکی از پایگاههای فعال در زمینه آموزش هوادارنش تبدیل شد.
  • با روی کار امدن دولت خاتمی و انتصاب پسر سیدحسن ابطحی در مقام معاونت حقوقی رییس جمهور ، بار دیگر عرصه فعالیت بر این جماعت باز شد و با استفاده از این فرصت طلایی و رانت حاکمیتی که در اختیار سید حسن ابطحی گذاشته شد ، حوزه عملکرد وی که تنها محدود به مشهد بود، گسترش سراسری یافت  و در شهرهای دیگر بخصوص قم و تهران که تا آن زمان ؛ مخالفان ؛ مانع از فعالیت وی در این شهرها شده بودند ، نسبت به ایجاد دفتر و تشکیلات رسمی اقدام کرد و خود دائما بین مراکزی که تاسیس کرده بود ، در حال رفت و آمد بود. درگذشت شیخ محمود ذاکرتولایی معروف به حلبی خراسانی  متولی انجمن حجتیه در این ایام و خلا اجتماعی سیاسی حاصل از این واقعه در انجمن ،باعث تسریع در قدرت گیری سید حسن ابطحی و بنوعی تداعی کننده جانشینی ایشان برای ادامه راه حلبی بود.امری که نزد هوادارن واقعی انجمن هیچگاه مقبول نیفتاد و لیکن به سبب شخصیت شبه کاریزمای  سید حسن ابطحی موضعی هم در برابر آن نگرفته و البته این گروه از هوادارن انجمن ،راه و رسم خویش را به شیوه ای دیگر در پیش گرفتند. یکی دیگر از وجوه متمایز کننده وی با دیگران، استفاده از بستر اینترنت برای گسترش فعالیتهای آتی خود و تبلیغات پیرامون ان بود تا در صورت هرگونه محدودیت فیزیکی برای فعالیتهایش ، از این بستر برای حفظ ارتباط با طرفدارانش بهره ببرد .این امر حتی باعث شد که علاوه بر خودش ، پسران وی یعنی سید محمد علی و سید محمد تقی و حتی یکی از نوه هایش  ولو بصورت تفننی به اینترنت روی آورند که در این میان وبلاگ نویسی محمدعلی ابطحی حکایت خود را دارد و البته خارج از این مقوله است، زیرا اصولا تفکرات ایشان با عقایدپدرش تعارضات فراوانی دارد. نکته دیگر انتشار مجله خورشید مکه  و استقرار دفتر این مجله در نزدیکی مسجد جمکران توسط علیرضا نعمتی یکی از همراهان قدیمی حسن ابطحی  می باشد که در حقیقت بصورت آشکار تریبون رسانه ای این جریان است .شاید دیدن تراکت زرد خورشید مکه بر روی تک تک دکه های مطبوعاتی سراسر کشور که به نحو عجیبی پس از سالها توسط هیچ عاملی ( شهرداری ، باد و باران و ...) از جای خود تکان نخورده است ، بیانگر پشتکار عجیب حامیان ایشان جهت تبلیغ و آگراندیسمان شخص وی باشد.
  • طرفداران وی نه به عنوان سربازان  امام زمان (عج) ! که عنوانی حساسیت برانگیز است ! بلکه به عنوان سالکین الی الله تحت نظارت و مراقبت استاد معظم ! خویش مراحل سیر و سلوک را  طی می کردند و هرکس که به نحوی ( در خواب یا بیداری ) و بزعم خود به امام عصر (عج)  متصل می شد به عنوان نشانه صحت تعالیم دیده شده ، از آن یادمی شد و دیگر محرومان از این فیض ، با این تفکر که در این کار سستی به خرج دادند ، از سوی ایشان توجیه می شدند.
  • با روی کار آمدن دولت احمدی نژاد ، پیش بینی می شدکه بالاخره این جریان از سوی دولت با محدودیتهایی روبرو شوند ،زیرا از طرفی دیگر حامیان سابق حسن ابطحی  از صحنه قدرت کنار رفته بودند و از سوی دیگر آقای احمدی نژاد ، شعار  اصلی  خود را ، آماده سازی حکومت برای ظهور حضرت اعلام کرده بود. همان نکته ای که حسن ابطحی ، تشکیلات عریض و طویل خود را ، حول آن محور و البته با شعاری دیگر ؛ یعنی آماده سازی تک تک افراد فارغ از نگاه حاکمیتی ؛ گسترش داده بود. هر چند در ابتدا ایشان و طرفدارانش بواسطه عمق ارادتی که شخص رییس جمهور به امام زمان (عج) داشتند ، بارها از ایشان در نشریات و سخنرانیهای خود به نیکی یاد کردند و حتی نشریه خورشید مکه سخنرانی ایشان در سازمان ملل را بواسطه مطرح کردن نام امام عصر (عج) نزد جهانیان به نحو بی سابقه ای پوشش داد ، ولی همگی ناظران بر این امر اتفاق نظر داشتند که این همراهی مقطعی است و بیشتر از انکه از عمق دل وجان باشد ناشی از شرایط جدید و اوضاع حاکم بر آن است و دیر یا زود این افراد از این رویه ای که در پیش گرفته اند ، طرفی نبسته و سرشان به سنگ خواهد خورد.نکته مهم دیگر در این میان ؛ غلبه گفتمان رسمی مهدویت در قالب همایشها و سلسله مباحث آموزشی بر سایر خرده فرهنگهای محلی و مذهبی  است که طی برنامه های خاص صدا و سیما در این زمینه به شدت دنبال می شود.امری که حتی به برگزاری دوره های کارشناسی و کارشناسی ارشد پیرامون مهدویت منجر شده و بزودی همایشی بین المللی تحت عنوان دکترین مهدویت نیز در این راستا برگزار خواهد شد.
  • سرانجام در یکی از روزهای اواخر خرداد 85 ، وی به همراه فرزندش سید محمد تقی و عده ای از مریدانش دستگیر می شوند.البته بواسطه کسالتی که داشتند ابتدا در بیمارستان بستری و پس از مدتی جهت ادامه تحقیقات به قم منتقل می شوند.
  • قم جایی است که بیشترین مخالفتها با وی از اینجا صادر شده است. بنابراین ارجاع پرونده وی به قم نوعی تصفیه حساب سالها هیاهو و تبلیغات بی حد وحصر ایشان در ایام اصلاحات بوده است.یعنی ان زمانی که محافظه کاران و طرفداران سنتی آنها بواسطه پرداختن به جبهه اصلاح طلبان ، از وی و تحرکات ایشان غافل شده و مجال اشتهار بی دغدغه وی را فراهم ساخته بودند ، هر چند حتی در صورت توجه نیز ، از ابزار مناسبی جهت توقف این جریان برخوردار نبودند با این حال وجود این جریان برای محافظه کاران از جهاتی ضروری بود ، زیرا عمده اتهامات انتسابی به محافظه کاران خصوصا شخص مصباح یزدی در دوران اصلاحات، حمایت آنها از انجمن حجتیه بود ، امری که با وجود جریان سید حسن ابطحی و حمایتهای دولتی صورت گرفته از ان در زمان خاتمی ، بیشتر به یک شوخی سیاسی شبیه بود تا واقعیت ، ضمن اینکه هیچ ناظری نمی تواند این واقعیت را کتمان کند که جبهه اصلاح طلبان بواسطه نوع نگاه سکولاریته به حاکمیت ،  در این زمینه اشتراکات فراوانی با انجمن حجتیه دارد و بنوعی ! نیز باعث ترویج عقاید این انجمن در سطح جامعه شده اند ، امری که برغم مخالفت صریح حضرت امام در زمان حیاتشان با این انجمن صورت گرفته و باعث مطرح شدن دوباره این گروه پس از طی سالها انفعال و گوشه گیری شده است .
  • حال که دولت احمدی نژاد از سوی اصلاح طلبان !!! و حتی برخی از خودیها متهم به هواداری از حجتیه ایها و نفوذ دادن آنها در ارکان قدرت است چه امری بهتر و ضروری تر از دستگیری سید حسن ابطحی برای نشان دادن بری بودن دولت ایشان از این اتهام!امری که هیچگاه در زمان دولت اصلاحات صورت نگرفت و البته می توان بازتابهای این حادثه را از حالا پیش بینی کرد.علنی شدن اتحاد نا مرئی اصلاح طلبان با انجمن حجتیه! درجهت تخریب و تضعیف حکومت اسلامی.
+ نوشته شده در  جمعه 16 تیر1385ساعت 3  توسط سلمان عادلی  |