تبليغاتX
وبلاگ تحلیلی سیاسی قم - قم – بلوار جمهوری اسلامی!!! موسسه مصباح یزدی (2)

در قسمت قبل با تاریخچه موسسه آموزشی پژوهشی متعلق به آقای مصباح و همچنین اطرافیان ایشان ، آشنایی مختصری پیدا کردید و اکنون ادامه این نوشتار به واکاوی اشتهار این طیف می پردازد.

اگر موسوی خویینی­ها پس از رد صلاحیت گسترده جناح چپ در انتخابات مجلس سوم شورای اسلامی و آغاز دوره انفعالی جناح چپ ، راهی مرکز تحقیقات استراتژیک ریاست جمهوری شد ، خلاصه تلاشهای فکری و تئوریک  وی و همکارانش در این مرکز باعث گردید تا پیروزی اصلاح طلبان در دوم خرداد 76 رقم بخورد و حال ،نسخه محافظه کارانه این مرکز در اواخر دولت دوم هاشمی با ویرایشی جدید از سوی مصباح باز تولید شد. اوج شکوفایی و گسترش میدانی موسسه مصباح در زمانی اتفاق افتاد که مرکز تحقیقات استراتژیک ریاست جمهوری در یکی از آخرین مصوبات دولت هاشمی در سال 76 به مجمع تشخیص مصلحت منتقل شد و دوران افول همیشگی خود را آغاز کرد . شکوه و عظمت علمی این مرکز حتی با احیای دوباره آن در دولت اول خاتمی و تحت عنوان مرکز بررسی های استراتژیک نهاد ریاست جمهوری هرگز به جای سابق خود بازنگشت .

اگر در مرکز تحقیقات استراتژیک ریاست جمهوری دوره موسوی خویینی­ها ، تحلیل گران برجسته ای همچون سعید حجاریان ، عباس عبدی ، هاشم آغاجری ، علیرضا علوی تبار ، عماد افروغ ، محمدرضا تاجیک و ... مشغول بکار شدند و طیف نخبه و فرهیخته جامعه را جهت برآورد اهداف آتی جناح خود نشانه گیری کردند ، شخص مصباح از شاگردان گمنامی همچون محسن غرویان ، نبویان ، ملکیان ، مرتضی آقا تهرانی ، محمدناصر سقای بی ریا، سید احمد رهنما و ...  بهره برد و البته مخاطبین شاگردان مصباح ، نه از طیف ممتاز و نخبه ایرانی بلکه از قشرهای توده وار ملت انتخاب شدند.جالبتر اینکه به همان علت که عماد افروغ از جمع همکاران خود در مرکز تحقیقات فاصله گرفت و ردای استقلال فکری بر تن خود کرد ، یکی از شاگردان مصباح نیز بنام مصطفی ملکیان از این جماعت به سبب برخی از افکار نادرست انها دروی گزید. اشتباه اول در توسعه نفوذ  آقای  مصباح ، در دولت هاشمی  روی داد ، زیرا همانطور که در بخش پیش خواندید ، مجوز موسسه تحت هدایت ایشان از سوی شورایعالی انقلاب فرهنگی که زیر نظر اقای هاشمی فعالیت می کرد ، صادر شده بود و امضای اقای رفسنجانی نیز پای آن به یادگار گذاشته شده بود. اینکه هاشمی رفسنجانی حساسیت ویژه ای نسبت به شکل گیری موسسه آموزشی جناب آقای مصباح نشان نداده است ، کمی دارای ابهام است.  شاید ایشان هیچگاه به ذهنشان خطور نمی کرد که آقای مصباح درست یک دهه پس از این امضای یادگاری ! هماورد او در جبهه متلاطم انتخابات خبرگان چهارم  شود.البته از این جهت نمی توان بر اقای هاشمی خرده گرفت ، زیرا اقای مصباح در آن زمان هرگز پای خود را از مباحث اخلاقی و فلسفی بیرون نگذاشته بود و هنوز به توصیه استاد بزرگوار خود یعنی حضرت آقای بهجت جهت برگزاری جلسات اخلاقی برای عموم جامعه پایبند نشان می داد. اما اشتباه دوم نیز از طرف جبهه اصلاح طلبان روی داد و آن غفلت جدی این جبهه از فعالیتهای طیف مصباح بود .البته جبهه راست سنتی مدتها پس از ضربه دوم خرداد در کمای ناقص بسر می برد و انتخابات شوراهای دوره اول  و مجلس ششم نیز عمق بیشتری به این بی هوشی بخشید ولیکن اشتباه استراتژیسنهای دوم خردادی یعنی همان خزندگان به گوشه مرکز تحقیقات ریاست جمهوری سابق ! این بود که تنها درون اتاق CCU جبهه محافظه کاران و یا بقول خودشان اتاق بحران را زیر نظر داشتند و به بخشهای دیگر هیچ توجهی نشان نمی دادند .هر چند انها از موضع گیریهای گاه و بی گاه آقای مصباح و خط فکری متعلق به ایشان تحت عنوان "انتقام انجمن حجتیه از حضرت امام و خط امامی ها " یاد می کردند و لیکن چگونه امکان دارد که شخصی با سوابق آقای مصباح پس از گذشت سالها دوری از فعالیتهای سیاسی و همچنین هشت سال بعد از رحلت حضرت امام ، تازه به فکر عقده گشایی حوادث مربوط به اوایل دوران دهه شصت افتاده باشد،  ضمن اینکه هنوز وابستگی ایشان به انجمن حجتیه ثابت نشده است و به اشتباه تکتازی ایشان در مورد آن جشن معروف نیمه شعبان ، به اسم هواداری وی از حجتیه ها قلمداد گشته است . نکته دیگر اینکه تکیه کلام ثابت ایشان ، برقراری تمام عیار حکومت اسلامی بود که در قالب جزوه دولت اسلامی و در حمایت از احمدی نژاد در طی تبلیغات انتخابات نهم ریاست جمهوری در اختیار همگان گذاشته شد که البته با اصول اعلام شده انجمن حجتیه مبنی بر طاغوتی بودن هرگونه حکومت قبل از ظهور هیچگونه همخوانی ندارد.

تشریح فعالیت مجدد انجمن حجتیه مجال دیگری می طلبد ولیکن گویا استراتژی آنها پس از درگذشت شیخ محمود حلبی به عنوان موسس انجمن ، دچار تغییرات فراوانی شده است . به عنوان مثال  در دولت فعلی افرادی با سابقه عضویت در انجمن حجتیه حضور دارند که در هنگام گرفتن رای اعتماد نیز برخی از نمایندگان بدین امر معترض بودند و نقطه اوج این مسئله در هنگام رای اعتماد به محمود فرشیدی ؛ وزیر پیشنهادی آموزش و پرورش روی داد. ذکر این نکته خالی از لطف نیست که انجمن حجتیه سالها بدنبال گرفتن کرسی وزارت آموزش و پرورش بود ، زیرا مناسب ترین محل برای بسط تفکرات انجمن ، بستر اماده و مهیای این وزارتخانه است . البته عضو دیگری از هیات دولت که بواسطه انتصابی بودن جایگاه وی گذرش به مجلس نیفتاد ، نیز متهم به هواداری از انجمن حجتیه است : اسفندیار رحیم مشایی ،  رییس سازمان گردشگری و میراث فرهنگی دولت احمدی نژاد  و مبتکر طرح نقشه راه ظهور  در زمان ریاست بر سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران !

ادامه دارد

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 12 تیر1385ساعت 0  توسط سلمان عادلی  |