
وقتی پس از سخنرانی آیه الله جوادی آملی درآن چهارشنبه تاریخی آذرماه 76 ، هیچیک از جماعت هیجان زده حاضر به تبعیت از فرموده ایشان مبنی بر پایان رسمی همایش معترضین به سخنان آقای منتظری نشدند، شاید ایشان هیچگاه این مطلب به ذهنشان خطور نمی کرد که درست پس از هشت سال ،عده ای از همین جماعت ، متعرض شخص ایشان نیز خواهند شد، آنهم نه بخاطر طرفداری از نظام و ولایت بلکه بخاطر طرفداری ایشان از نامزدی آقای هاشمی رفسنجانی ،شخص دوم نظام و ذخیره انقلاب .البته پس از نافرمانی مدنی! معترضین و خروج جماعت از حرم مطهر ، اولین زلزله سیاسی دولت اول خاتمی در قم رقم خورد.هجوم به دفتر، بیت و حسینیه آقای منتظری توسط همین جماعت که در ان زمان به نحو عجیبی توسط برخی رده های مسئول قم در این بلوا همیاری شدند.البته در این میان دفتر مرحوم آذری قمی نیز از ترکش این حمله در امان نماند.
این حادثه ، آغازی بود بر پیدایش حوادث پیاپی از این دست در قم ، البته در مقیاس کوچکتر و شدت کمتر.در همین سالها حمله به مراسم مسجد محمدیه که سید هادی خامنه ای سخنرانی انرا بر عهده داشت و منجر به جراحات شدید وی در اثر اصابت مهر، قرآن و مفاتیح به سرش شد، به عنوان شدیدترین نوع از این حملات محسوب شد.اکنون دیگر از مسجد محمدیه بدلیل طرح توسعه حرم مطهر جز تراکتی بیش در صحن جدید باقی نمانده است و شاید سید هادی خامنه ای نیز این قضیه را بطور کامل به فراموشی سپرده باشد ولیکن درست در همان محل در 15 خرداد امسال ،هاشمی مورد عتاب جماعتی با همان طرز تفکر منتهی در پوششی جدید قرار گرفت.
بنده در مطلبی تحت عنوان "قم و تبعات پرهزینه حاصل از ویراژهای سیاسی غیر بومیان" دراذرماه 82 نسبت به ادامه این حرکات توسط همان جماعتی که از سوی اقای جوادی آملی تحت عنوان "مهاجران" و یا بهتر بگویم غیربومیان لقب گرفته اند ،هشدار دادم و لیکن گویا در قم هیچ گوش شنوایی وجود ندارد. واقعیت امر این است که مشتی جوان جویای نام از اطراف و اکناف ایران راهی قم شده اند و براحتی توسط عده ای خاص با عنوان دفاع از انقلاب و نظام ودرمسیرالقائات فکری این افراد، ناخوداگاه تحت تاثیر هیجانات سیاسی که امری متداول در حاکمیت کنونی نظام است ، دست به اقدامات سوء امنیتی می زنند. البته بنده برخلاف آقای جنتی از واژه "اغفال" که حضرت ایشان جهت توجیه اعتراض صنفی دانشجویان در مسایل اخیر بکار برد ، برای توصیف این عمل استفاده نمی کنم و لیکن هنوز از یافتن واژه ای که بیانگر سوء استفاده این عده خاص از منابر مساجد و تکایا و به تازگی دانشگاهها باشد ، وامانده ام . اماکنی که با حضور پرشور جوانان، فرصتی ارزشمند برای تعظیم شعائر الهی و تکریم سجایای اخلاقی است ، اکنون تبدیل به تریبونهایی برای تصفیه مسایل درونی ، حل و فصل اختلافات بین جناحی و ترویج خشونت شده است .
با عرض معذرت از آقای جوادی املی ،فکر می کنم عبارت "جرم خیزبودن قم " برای توصیف این حرکات و البته تعرضی که به ایشان در انتخابات ریاست جمهوری شد ، در شان ایشان و اهالی قم نباشد و البته هنوز از سوی نهادهای مسئول پاسخی به این پرسش داده نشده است که آیا بازهم هزينه اقدامات غيرمنطقي برخي گروه ها، از حساب خالي قم كسر میشود و آیا با ادامه این روند، اعتباری دیگر برای قم؛ این مرکز علم و اخلاق و اهالی صبور آن ، باقی می ماند؟

