تبليغاتX
وبلاگ تحلیلی سیاسی قم

روانبخش از قم رفت

خبر خیلی کوتاه و مختصر بود. قاسم روانبخش، دبیر سیاسی هفته نامه جنجالی پرتو سخن، عضو اصلی شورای اسلامی دوره دوم و سوم شهر قم، سخنگوی اتتلاف تازه تاسیس  نخبگان حوزه و دانشگاه، بار صدیق و همکار نزدیک مصباح یزدی در موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی (ره)، برای فاصله گرفتن از قاعده هرم و رسیدن به نزدیکی­های راس آن، با ترک مسند به اصطلاح خدمتگزاری مردم در شورای شهر قم، راه سازه­ی خضرایی هرم­گون قدرت را در پیش خواهد گرفت و این مهم در حالی اتفاق می افتد که مرتضی آقاتهرانی، استاد اخلاق هیات دولت، نامزد تایید نشده انتخابات خبرگان چهارم و یکی دیگر از نزدیکان مصباح، با فریاد خدمت­طلبی دولت و حامیان آن از چارسوی ایران، از زرند کرمان تا مشهد، گوش فلک را پر کرده است و البته چه زود این حنا بی رنگ شد. هر چند برای اهل قم، رفتن این طلبه میبدی که اکنون در استانه 50 سالگی قرار دارد، خوش یمن می باشد  ولی ترک­تازی­های او در بسیاری از موارد همچون ماجرای پرحادثه سخنرانی اقای هاشمی در 15 خرداد،  یادآور اوقاتی تلخ می باشد، ضمن اینکه جلوگیری از سخنرانی عبدالکریم سروش در قم، یکی دیگر از برگ­های نه چندان روشن در سیاهه­ی وی می باشد. البته روانبخش پیش از اینها می بایست این عرصه را ترک می کرد و آن لحظه درست در زمانی بود که لیست حامیان دولت در قم با شکست سنگینی مواجه شد و این موضوع باعث شد تا وی و همراهانش در شورای شهر سوم در اقلیت محض قرار گیرند. با این حال رفتن ایشان از قم به هر عنوان ( تصدی معاونت استانداری یزد یا حضور در انتخابات مجلس هشتم) باعث بازگشت آرامش نسبی به فضای سیاسی داخلی قم می باشد، هر چند با باقی ماندن ایشان در جایگاه سردبیری هفته نامه پرتو سخن و سخنگویی ستاد نخبگان حوزه و دانشگاه، پیش­بینی آینده­ای مطمئن و آرام، بسیار زود هنگام است. علیرغم این موضوع،  فضای سیاسی این روزهای استان یزد  نیز بواسطه تبعات ناشی از  کنار گذاشتن استاندار فعلی، چندان ارام نیست و البته از هم اکنون، گمانه زنی های مختلفی راجع به  تبعات حضور روانبخش در یزد و تعویض فضای بازی از قم به یزد انجام می گیرد. بر این نکته، مطلبی دیگر نیز باید افزود و آن ناارامی چند روز اخیر مردم دو شهر میبد و اردکان بواسطه شایعه انتشار نقشه حریم این دو شهر است. هر چند این زخم کهنه  بطور متناوب و البته در حوالی انتخابات، سرباز می کند و البته با تکذیب شایعات از سوی مقامات دوباره بسته می شود ولیکن مناقشه­ی روانبخش این طلبه­ی تندرو میبدی با خاتمی به عنوان یک طلبه­ی میانه­روی اردکانی که از سال ۸۲ و با انتشار مرموزانه ی کتاب "بازخوانی پرونده یک رئیس جمهور، نگاهی به کارنامه سیدابوالحسن بنی صدر" از سوی وی اغاز شده است، سالهاست که ادامه دارد و همانند جنگ زرگری دیرین مردمان این دو شهر، گویا این دعوا نیز هیچگاه پایان نمی­پذیرد.

+ نوشته شده در  دوشنبه 18 تیر1386ساعت 21  توسط سلمان عادلی  | 

اصولا تاریخ نگاری به معنای خاص آن که شامل تحلیل رویدادها و وقایع است، در مملکت ما بسیار تحت تاثیر جریانات سیاسی روز قرار دارد و بسیار بجاست که تاریخ نویسان، خط سیر زمان را همیشه در نظر داشته باشند. به عنوان مثال، این روزها می توان از وقایع کودتای سوم اسفند رضاخان مطالب زیادی نوشت، که البته دقت فراوانی نیز به همراه خواهد داشت اما در مورد ملی شدن نهضت نفت بدلیل اصطکاک بخشی از افکار سیاسی آن روز (جبهه ملی) با جریانهای سیاسی معاصر و طی نشدن فاز میرایی آن بسیار زود است که مطلب دقیقی انگاشته شود. حال با این مقدمه به سراغ مبحث اصلی می رویم. امروز وارد سومین سال از واقعه­ی سوم تیر می شویم و البته با توجه به مقدمه­ی مذکور بسیار زود است که اکنون به چرایی این ماجرا بپردازیم. اما حداقل می توانیم از یک زاویه­ی خاص، روزنه ای هر چند کوچک به این واقعه باز کنیم.

شاید باورتان نشود اما، سوم تیر همان دوم خرداد است، منتهی با فاصله یکماه و یک روز بیشتر.این فاصله­ی نمادین را دولت خاتمی خود ایجاد کرد و جریانات رقیب خاتمی همچون محافظه کاران هیچ نقشی در این زمینه نداشته و ندارند.

رشد بسیار سریع و نفوذ بیش از حد  نخبگان در ارکان اجرایی در دولت اول و دوم خاتمی موجب فاصله گیری دولت با جامعه شد. هر چند دولت خاتمی بهره­های فراوانی از تمرکز نخبگان و استقرار آنها در منافذ حساس فکری گرفت ولیکن در عوض، اعتماد خیل کثیری از عامه­ی مردم را از دست داد. این همان پاشنه­ی آشیلی است که حامیان احمدی نژاد با استفاده­ی بسیار مناسب  از آن، برغم انگ­های پوپولیستی، پیروز میدان تیر شدند و البته اکنون فاز معکوس این فرآیند در حال اتفاق است.فاصله­ی بیش از حد دولت احمدی نژاد با نخبگان جامعه بی شک پاشنه­ی آشیل بروزشده­ی است که در انتخابات شوراهای سوم، بر روی کلید هشدار آن اندکی فشار آمد و البته در انتخابات مجلس هشتم، صدای زنگ آن نیز بگوش خواهد رسید.حال هر چقدر مشاور رسانه­ای ایشان از کودتای سهمگین رسانه­ها بگوید و یا سردار فرهنگی ایشان، از تنها بودن دولت در عرصه اطلاع­رسانی خدمات ویژه­ی آن، گوش فلک را پر کند ولی تاریخ را مجالی نیست جز بازیابی خود و البته این تاریخ است که تاریخ می سازد....

+ نوشته شده در  یکشنبه 3 تیر1386ساعت 19  توسط سلمان عادلی  |