حضور رییس محترم جمهور در جمع دانشجویان دانشگاه صنعتی امیرکبیر (پلی تکنیک) به فاصله چهار روز پس از روز دانشجو صورت گرفت، که البته دلیل آن عدم حضور ایشان درتهران بخاطر مسافرت های استانی بوده است.حضور در هر جمعی ولو کنترل شده، مقدورات خاص خود را دارد ولیکن بر همه اهل فن!!! روشن است که با یک اندازه گیری ساده از سطح اعتراضات ودرگیریهایی که به خصوص در یک سال اخیر در این دانشگاه روی داده است، و حتی با نگاهی به مراسم اعتراض دانشجویی روز قبل از حضور رییس جمهور که همراه با شاخ ونشان کشیدن برای ایشان بوده است، هیچ دلیلی برای حضور ایشان به عنوان یک مقام عالیرتبه مملکتی در این شرایط نمی توان پیدا کرد.اینکه ایشان از روی حسن خلق وبنا به سلیقه فردی خواستار حضور در این مراسم شده اند، صحبت دیگری است ولیکن شخصیت حقوقی ریاست جمهوری که در این مراسم با سوزاندن عکس ایشان دچار خدشه شد، ترمیم پذیر نیست و لو اینکه ایشان با بیان صادق و احساس پاک خود بخواهد رجایی وار در مسیر ملت بسوزد. یادمان نرود که همانند این مراسم در آخرین سال حضور سید محمد خاتمی به عنوان ریاست جمهور در دانشگاه تهران نیز اتفاق افتاد، ولی تنها با هیاهو و جنجال عده ای از دانشجویان روبرو شد و نه سوزاندن عکس ایشان و فریادهای مرگ وار!!!. کدام مشاور و مسئول اجرایی، میزان حساسیتهای حضور ایشان در جمع دانشجویان پلی تکنیک را برآورد کرده است؟ دیدیم که پمپاژ افراد خودی به صفوف اولیه جمعیت حاضر در مراسم ولو به هر میزان، با عث نشد تا اعتراضات دانشجویان وهتک حرمت برخی از آنها نسبت به ریاست جمهور به گوش نرسد. براستی حل
مشکل انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه امیرکبیر برای رفیق شفیق ریاست جمهور یعنی دکتر رهایی ریاست فعلی دانشگاه امیرکبیر که چندی است صحبت از صدارت ایشان برای وزارت راه وترابری بگوش میرسد، این قدر مشکل شده که تنها با حضور شخص رییس جمهور حل می شود.هنوزاذهان عموم جامعه از دست یازیدن این شخص (دکتر رهایی ) برای تصاحب تنها دبیرستان معتبر سالهای دور ودرازتهران یعنی دبیرستان البرز که با خرج کردن از شخص رییس جمهور تقریبا در سیر مراحل پایانی خود قرار گرفته بود، خاطره ای تلخ به یاد دارند. آیا فرار یکی از اعضای سابق انجمن اسلامی و پناهنده شدن وی به آمریکا می تواند مجوزی برای تخریب محل انجمن اسلامی دانشگاه امیرکبیر آنهم بصورت شبانه که زمانی محل نشست و برخاست اندیشمندانی همچون دکتر شریعتی و دکتر بازرگان بوده است، قرار گیرد؟ و در آخر ذکراین نکته ضروری است که همانقدر که حضور رییس محترم جمهور در این مراسم حاشیه پذیر بوده است، تبعات حاصل از آن بطور حتم جنبشهای دانشجویی معاصر را وارد فازهای جدیدی خواهد کرد که البته این بار میزان تاثیرپذیری این جریانها، بیش از وزن خود برتحولات سیاسی جامعه سنگینی خواهد کرد؟ آیا تحمل چنین وزنه سنگینی در جامعه سیاسی ایران با تمامی ابعاد ممکن خواهد بود؟ باید منتظر بود...


در حالی که تیتر روزنامه همشهری بیست ابان خبر از ایجاد تحول در کشور بدست نخبگان حوزه و دانشگاه