تبليغاتX
وبلاگ تحلیلی سیاسی قم

شرکت سایپا بجای قم به خمین انتقال می بابد.

 

دیروز استاندار قم در مجلس رویت شد. شاید اهالی صبور و زجر کشیده قم فکر می کردند که ایشان  برای ابطال مصوبه هیات مدیره سایپا که با حمایت دولت عدالتخواه  صورت گرفته ، دست به دامن نمایندگان عضو کمیسیون صنایع و معادن شده است. اخر سه به اصطلاح نماینده قم هیچکدام در کمیسیونهای معتبر مجلس عضو نیستند . (خداوند روح مرحوم خلخالی را شاد کند که طرح انتقال آب شیرین علی آباد به قم را به زور هم که شده در هنگام نمایندگی مردم قم در مجلس به تصویب رساند وگرنه معلوم نبود مردم قم چگونه کامشان امروز با ظرفهای بیست لیتری شیرین می شد.).اما کل ماجرا چنین است که  نماینده خمین در یک اظهار نظر قهرمانانه خبر داده است که حوزه انتخابیه متبوعش، امتیاز بیشتری نسبت به  قم و منطقه ویژه سلفچگان  جهت انتخاب محل مناسب برای انتقال شرکت سایپا کسب کرده است. در اینکه خمین به اندازه یکی از شهرکهای تابعه قم وسعت و جمعیت ندارد شکی نیست.در اینکه موقعیت سوق الجیشی قم به لحاظ قرار گرفتن در شاهرگ اقتصادی کشور نسبت به شهر خمین که در یک مسیر فرعی قرار دارد اصلا قابل قیاس نیست باز هم شکی نیست. از سوی دیگر نیروی انسانی ماهر و متخصصی که در قم  مستقر می باشد به هیچ عنوان در خمین وجود ندارد که در این زمینه می توان از تولید قطعات خودرو و موتور سیکلت در شهرک صنعتی شکوهیه به نیکی یاد کرد و در نهایت جمعیت جوان قم و نرخ  بالای بیکاری که منشا بسیاری از آسیبهای اجتماعی در قم شده است ، هیچ توجیه فنی ، اقتصادی و حتی سیاسی اجتماعی  برای انتخاب خمین باقی نمی گذارد.حال چگونه دومین شرکت بزرگ خودروساز ایران که تنها در انتهای سال مالی پیش در حدود یک میلیارد دلار سود بین سهامداران خود توزیع کرد سر از خمین در می آورد ، اگر نگوییم  معجزه صورت گرفته است ، لااقل بی اهمیتی این گونه مسایل نزد نمایندگان ،مسئولان و مدیران قم و بی لیاقتی انها را در جذب طرحهای اشتغالزای ملی نشان می دهد.با اجرای این طرح پنج هزار نفر به طور مستقیم و پانزده هزار نفر به طور غیر مستقیم مشغول بکار می شوند ، ضمن اینکه سایر مزایای این طرح هنوز محاسبه نشده است، فرضا تنها با درنظر گرفتن درصدعوارض شهرداری که  هنگام فروش محصولات کارخانه بر روی آن اعمال می شود ، شهرداری قم عملا خودکفا خواهد شد.بد نیست نگاهی به سخنان ریاست جمهور در هنگام سفر استانی هیات دولت به قم  و مصوبات صورت گرفته در این زمینه بیندازیم. بنده به سهم خودم خواهان لغو تمامی این مصوبات در ازای تصویب تنها یک طرح و آنهم  انتقال شرکت سایپا به قم می باشم و در این زمینه جویای نظرات سایر همشهریان عزیز می باشم.

 هرچند مصوبات سفر استانی هیات دولت از لحاظ قابلیت اجرا دارای ابهام است ولیکن نادیده انگاشتن آنها در این شرایط بیشتر به نفع قم و اهالی مظلوم آن می باشد، چه اینکه اگر دولت عدالت محور قصد خدمت به مردم قم را دارد، هیچ طرحی نمی تواند جایگزین طرح انتقال شرکت سایپا به قم باشد.در ضمن ذکر این نکته ضروریست که حضور استاندار قم در مجلس ، پاسخگویی به سوالات نمایندگان عضو کمیسیون امنیت ملی در زمینه حادثه سخنرانی آقای هاشمی در قم بوده است واصلا ربطی به این قضیه نداشته است ، چه بسا ایشان با خواندن این مطلب از ماجرای انتقال شرکت سایپا خبردار شده باشند که البته با ز هم دیر نیست منتهی یک حضور دیگر در مجلس از سوی ایشان می تواند کارساز واقع شود.البته این بار نه برای پاسخگویی به سوالات کمیسیون امنیت ملی بلکه برای یافتن این پاسخ از کمیسیون صنایع و معادن مجلس که چه دستهایی از پشت پرده حق مسلم مردم انقلابی قم را به این راحتی زیرپا نهاده اند.اقای استاندار ، این شما و این هم مجلس!!!

+ نوشته شده در  سه شنبه 30 خرداد1385ساعت 0  توسط سلمان عادلی  | 

 

وقتی پس از سخنرانی آیه الله جوادی آملی درآن  چهارشنبه تاریخی آذرماه 76 ، هیچیک از جماعت هیجان زده حاضر به تبعیت از فرموده ایشان مبنی بر پایان رسمی همایش معترضین به سخنان آقای منتظری نشدند، شاید ایشان هیچگاه این مطلب به ذهنشان خطور نمی کرد که درست پس از هشت سال ،عده ای از همین جماعت ، متعرض شخص ایشان نیز خواهند شد، آنهم نه بخاطر طرفداری از نظام و ولایت بلکه بخاطر طرفداری ایشان از نامزدی آقای هاشمی رفسنجانی ،شخص دوم نظام و ذخیره انقلاب .البته پس از نافرمانی مدنی! معترضین و خروج جماعت از حرم مطهر ، اولین زلزله سیاسی دولت اول خاتمی در قم رقم خورد.هجوم به دفتر، بیت و حسینیه آقای منتظری  توسط همین جماعت که در ان زمان به نحو عجیبی توسط برخی رده های مسئول  قم در این بلوا همیاری شدند.البته در این میان دفتر مرحوم آذری قمی نیز از ترکش این حمله در امان نماند.

این حادثه ، آغازی بود بر پیدایش حوادث پیاپی از این دست در قم  ، البته در مقیاس کوچکتر و شدت کمتر.در همین سالها  حمله به مراسم مسجد محمدیه که سید هادی خامنه ای سخنرانی انرا بر عهده داشت و منجر به جراحات شدید وی در اثر اصابت مهر، قرآن و مفاتیح به سرش شد، به عنوان شدیدترین نوع از این حملات محسوب شد.اکنون دیگر از مسجد محمدیه بدلیل طرح توسعه حرم مطهر جز تراکتی بیش در صحن جدید باقی نمانده است و شاید سید هادی خامنه ای نیز این قضیه را بطور کامل به فراموشی سپرده باشد ولیکن درست در همان محل در 15 خرداد امسال ،هاشمی مورد عتاب جماعتی با همان طرز تفکر منتهی در پوششی جدید قرار گرفت.

بنده در مطلبی تحت عنوان "قم و تبعات پرهزینه حاصل از ویراژهای سیاسی غیر بومیان" دراذرماه 82 نسبت به ادامه این حرکات توسط همان جماعتی که از سوی اقای جوادی آملی تحت عنوان  "مهاجران" و یا بهتر بگویم غیربومیان  لقب گرفته اند ،هشدار دادم و لیکن گویا در قم هیچ گوش شنوایی وجود ندارد. واقعیت امر این است که مشتی جوان جویای نام از اطراف و اکناف ایران راهی قم شده اند و براحتی توسط عده ای خاص با عنوان دفاع از انقلاب و نظام ودرمسیرالقائات فکری این افراد، ناخوداگاه تحت تاثیر هیجانات سیاسی که امری متداول در حاکمیت کنونی نظام است ، دست به اقدامات سوء امنیتی می زنند. البته بنده برخلاف آقای جنتی از واژه "اغفال" که حضرت ایشان جهت توجیه اعتراض صنفی دانشجویان در مسایل اخیر بکار برد ، برای توصیف این عمل استفاده  نمی کنم  و لیکن هنوز از یافتن واژه ای که بیانگر  سوء استفاده این عده خاص از منابر مساجد و تکایا و به تازگی دانشگاهها باشد ، وامانده ام . اماکنی که با حضور پرشور جوانان، فرصتی  ارزشمند برای  تعظیم شعائر الهی و تکریم سجایای اخلاقی است ، اکنون  تبدیل به تریبونهایی برای تصفیه مسایل درونی ، حل و فصل اختلافات  بین جناحی و ترویج خشونت  شده است .

با عرض معذرت از آقای جوادی املی ،فکر می کنم عبارت "جرم خیزبودن قم " برای توصیف این حرکات و البته تعرضی که به ایشان در انتخابات ریاست جمهوری شد ، در شان ایشان و اهالی قم نباشد و البته هنوز از سوی نهادهای مسئول پاسخی به این پرسش داده نشده است که آیا بازهم هزينه اقدامات غيرمنطقي برخي گروه ها، از حساب خالي قم كسر میشود و آیا با ادامه این روند، اعتباری دیگر برای قم؛ این مرکز علم و اخلاق و اهالی صبور آن ،  باقی می ماند؟

+ نوشته شده در  یکشنبه 21 خرداد1385ساعت 23  توسط سلمان عادلی  | 

تفاوت سیاستمداران با انسانهای عادی در این است که آنها دارای دو عمر مجزا هستند،یک عمر سیاسی و یک عمر بشری که البته در مورد این آخری با همه آدمیان مشترک می باشند.اما گویا استثنایی در این مورد برای سیاستمداری هوشمند و زیرک در حال ورق خوردن بود.هاشمی رفسنجانی مرد تمامی میدانهای سخت و پر پیچ و خطر انقلاب که یکه تازی او در بسیاری از عرصه ها ،کار را بر دشمنان نظام بسی تنگ کرده بود.هر چند او وارد هشتمین دهه از تاریخ زندگانی خود می شد ولیکن حدس زده می شد که حکم بازنشستگی سیاسی وی حداقل در این دنیا امضا نمی شود! همین شخص در عرض یک سالی که گذشت دو بار و در دو موقعیت حساس پای به قم نهاد.بار اول  در اوج تبلیغات جهانی علیه ایران بواسطه فعالیتهای صلح امیز هسته ای  دیدار با مراجع و علمای اعلام  را پیشه خود ساخت که البته دو سه روزی هم طول کشید و بار دوم نیز عیادت از برخی علما شامل حضرات ایات فاضل لنکرانی و مشکینی.اما نکته مهم در سفر دوم قبول زحمت سخنرانی در پایان همایشی بود که اندی سالی است توسط مردم قم در سالروز قیام پانزده خرداد بصورت یک راهپیمایی نمادین برگزار می گردد.اینکه ایشان چگونه پس از سالها در جمع مردم قم حاضر به سخنرانی شد چندان مهم نیست چه اینکه ایشان قبلا در همایشهای کنترل شده که عمدتا توسط سازمان تبلیغات اسلامی و بیشتر در جمع طلاب تبلیغی صورت می گرفت،حضور می یافت ،ضمن اینکه قرار بود در همان روز بعد از سخنرانی در جمع مردم قم به فاصله چند ساعت در جمع طلاب و روحانیون سازمان تبلیغات نیز حضور یافته و سخنرانی کند.شاید برآورد ایشان از حضور در جمع مردم قم همانند همایشهای سازمان تبلیغات ،سخنرانی در فضایی غیرملتهب و همراه با ارامش بود و لیکن تمامی این محاسبات غلط از کار در امد و  همانند تصمیم ایشان برای حضور در انتخابات ریاست جمهوری تقدیر بدون توجه به  سرنوشت ایشان  رقم خورد.اما چه کسانی برای اولین بار پس از پیروزی انقلاب اسلامی جرات تعرض به شخص ایشان را پیدا کردند.در همان ابتدای کار انگشت اتهام بسوی شاگردان یک موسسه آموزشی نشانه رفت!چه اینکه یکی از اعضای شورای شهر (توجه کنید با اعضای شورای تامین استان اشتباه نشود)نسبت به بروز اختلال در مراسمی که هنوز برگزار نشده بود ،هشدار داده بود.البته کاری بدین موضوع نداشته باشید که این هشدار در چه فاصله زمانی و مکانی!!!داده شده زیرا نکته مهم ارتباط تنگاتنگ و کاری ایشان با همان موسسه آموزشی است و البته مهم نیست که ایشان سردبیر یک هفته نامه متعلق به همان موسسه است و باز هم بی خیال این مطلب باشید که ایشان در اخرین یادداشت خود در این نشریه به صراحت خواستار عدم تایید صلاحیت سه روحانی شاخص نظام ( که البته از روی اتفاق آقای هاشمی نیز جزو یکی از آنان است) از سوی شورای نگهبان در انتخابات آتی مجلس خبرگان رهبری شده بود.شورای تامین استان نیز که توسط یک معلم دیپلمه هدایت و راهبری می شود و اوج درایت و هوشمندی آنان در قضیه دراویش گنابادی به رویت کلیه ساکنین روی زمین رسید دست روی دست گذاشته و بی خیال گفته ها و شایعات در این مورد شدندو وقتی بخود آمدند که دیگر کار از کار گذشته بود.البته شورای تامین استان قم برخلاف استانهای دیگر به پیش بینی  وقوع حوادث قابل انتظار معتقد نیست و تز این آقایان  راهبری و هدایت حوادث پس از وقوع آن می باشد که البته در جای خود واقعا قابل تقدیر است!با اینحال شخص هاشمی که از بروز این اتفاق نادر یکه خورده بود ،سخنرانی تازه شروع شده خود را به نحوی جمع و جور کرد و سریع از محل حادثه دور شده و با لغو تمامی برنامه های باقیمانده خود در قم سریعا عازم تهران شد و گویا نامه گزارش گونه ای از این حادثه تقدیم رهبری نموده اند.شرح قصه کم وبیش همین بود که از منظر شما گذشت اما کالبد شکافی جریان نو ظهور تمامیت خواه !شاکله این جریان حول و حوش همان موسسه آموزشی انسجام یافته است هرچند این موسسه به عنوان پوششی برای عوامل اصلی این جریان بکار گرفته شده است ولیکن با واکاوی فعالیتهای صورت گرفته در چند سال اخیر توسط اعضای مطرح این جریان ،بقیه افراد پشت پرده نیز براحتی قابل شناسایی هستند.استراتژی این افراد حرکت با چراغ خاموش در فضاهای سیاسی اندود شده جامعه امروز ایران است که البته احتمال برخورد با خودی و غیر خودی در ان مشهود است.شاخه های منشعب از این جریان در تمامی لایه های اجتماعی ایران رسوخ بی اندازه ای پیدا کرده اند به نحوی که با کوچکترین اشاره سرشاخه ها ،موجی از لایه های زیرین ،آرامش بیرونی جامعه را برهم می زند.اعتقاد ناب به حکومت اسلامی ونه جمهوری اسلامی آنها را در زمره اتوریته گرایان قرار داده است.
بعدها ابعاد بیشتری از این جنبش درون گرا را تشریح خواهم کرد.فعلا برای خوشامد گویی فعالیت دوباره ام کافی به نظر می رسد .پیروز باشید
  

+ نوشته شده در  پنجشنبه 18 خرداد1385ساعت 2  توسط سلمان عادلی  |